آیا شما بخشنده هستید یا گیرنده یا هر دو؟ (بخش اول)

بخش اول

از گذشته تاکنون عوامل فردی برای هر شخص نشانی از موفقیت او بوده است. اما امروزه ارتباط هر شخص با دیگران نقش بسزایی در دست یافتن او به موفقیت دارد.

آدام گرانت (روانشناس و استاد ارشد دانشکده مدیریت وارتون) که یکی از متخصصان برجسته درزمینه‌ی معنا بخشی به زندگی و سخاوتمندی و خلاقانه زندگی کردن است. در سال 2013 کتابی به نام «بگیر و ببخش» منتشر کرد. او در این کتاب افراد را در محل کار به سه دسته‌ی گیرنده، بخشنده و گیرنده-بخشنده تقسیم می‌کند. که در حقیقت افراد بخشنده به دلیل تعاملات بهتری که با اطرافیان دارند عموماً افراد موفق‌تری هستند. اما بخشندگی قاعده و اصول مخصوصی دارد.

سخنرانی ted آدام گرنت کتاب ببخش و بگیر

در مقاله‌ی پیش رو صحبت‌های آدام گرانت که در سایت TED در مورد بخشنده یا گیرنده بودن صحبت می‌کند مشاهده می‌کنید.

 

گیرنده بودن و نقش آن در بدبینی به افراد!!!

از شما می‌خواهم یک دقیقه به اطرافتان نگاه کنید و بدبین‌ترین فرد را پیدا کنید!

آدام گرنت

من به‌عنوان یک روانشناس کار، وقت زیادی را در محل‌های کار صرف می‌کنم، همه‌جا بدبینی می‌بینم.

توهم بدبینی افرادی که اسمشان را می‌گذارم گیرنده؛ گیرنده ها در تعاملات به فکر خود هستند

تنها مهم این است که تو برای من چه‌کاری انجام می‌دهی؟

متضاد آن بخشنده است. کسی که بیشتر تعاملات را با این پرسش آغاز می‌کند که «چه‌کار می‌توانم برایتان انجام دهم؟»

می‌خواستم به شما فرصتی بدهم تا درباره‌ی روش خودتان فکر کنید. همه‌ی ما در لحظاتی گیرنده یا بخشنده هستیم. روش شما، همان نحوه‌ی رفتارتان در بیشتر اوقات با بیشتر افراد است، یعنی رفتار پیش‌فرض شما.

گیرنده‌اید یا بخشنده؟

یک آزمایش مختصر برایتان دارم تا بفهمید بیشتر گیرنده یا بخشنده هستید و می‌توانید الآن انجامش دهید.

آزمون خودشیفتگی:

  1. یک‌لحظه درباره‌ی خود فکر کنید.

  2. اگر بتوانید وارد مرحله 2 شوید، شما خودشیفته نیستید!

آدام گرنت کتاب بخشنده یا گیرنده

این تنها چیزی است که امروز می‌گویم که پشت آن هیچ داده‌ای نیست، اما مطمئنم هرچه بیشتر طول بکشد که به این کارتون بخندید، بیشتر باید نگران شویم که شما یک گیرنده هستید.

البته همه‌ی گیرنده‌ها خودشیفته نیستند برخی بخشنده‌هایی هستند که بارها تاوان داده‌اند.

نوع دیگری گیرنده هم هست که امروز به آن نخواهم پرداخت و بیمار روانی نام دارد.

گیرنده ؟ بخشنده؟ سازگار؟

البته کنجکاو بودم دو سر این طیف چقدر شایع است. بنابراین بیش از 30.000 نفر در صنایع مختلف از فرهنگ‌های مختلف جهان پرسیدم و دریافتم که بیشتر افراد درست در وسط (بین گیرنده و بخشنده) هستند.

آن‌ها روش سوم را انتخاب کردند که سازگاری نام دارد. اگر شما فرد سازگاری باشید سعی می‌کنید بین گرفتن و بخشیدن تعادل ایجاد کنید:

البته کنجکاو بودم دو سر این طیف چقدر شایع است. بنابراین بیش از 30.000 نفر در صنایع مختلف از فرهنگ‌های مختلف جهان پرسیدم و دریافتم که بیشتر افراد درست در وسط (بین گیرنده و بخشنده) هستند.

آن‌ها روش سوم را انتخاب کردند که سازگاری نام دارد. اگر شما فرد سازگاری باشید سعی می‌کنید بین گرفتن و بخشیدن تعادل ایجاد کنید:

شما بخشنده اید یا گیرنده؟

از هر دستی بدهی با همان دست می‌گیری، اگر برایم کاری کنی برایت کاری می‌کنم و این راه مطمئنی برای زنده ماندن به نظر می‌رسد.

اما آیا مؤثرترین و مفیدترین راه زندگی هم هست؟

پاسخ این پرسش بسیار روشن است…….. شاید!

ده‌ها سازمان را مطالعه کردم، هزاران نفر، مهندس‌هایی داشتم که بازده آنان را اندازه‌گیری می‌کردند. به رتبه‌ی دانشجویان پزشکی دقت کردم، حتی به صندوق فروشنده‌ها.

و به‌طور غیرمنتظره بدترین عملکردها در هر شغل مربوط به افراد بخشنده بود.

مهندسینی که کمتر کارکرده‌اند بیش از اینکه مورد لطف قرار گیرند، لطف کرده بودند. آنان چنان مشغول انجام وظایف افراد دیگر بودند، که عملاً وقت و انرژی کافی برای تکمیل کار خود نداشتند.

در دانشکده پزشکی، پایین‌ترین رتبه متعلق به دانشجویانی بود که موافقت بیشتری با عبارت‌هایی مانند «من عاشق کمک به دیگران هستم» داشتند. یعنی دکتری که باید به او اعتماد کنید کسی است که بدون هیچ تمایلی برای کمک به هیچ‌کس، به دانشکده پزشکی آمده است. همچنین در فروشندگی، پایین‌ترین صندوق مربوط به سخاوتمندترین فروشنده‌هاست.

درواقع با فروشنده‌ای برخورد کردم که بخشندگی بسیار بالایی داشت و از او پرسیدم، «چرا عملکردت این‌قدر بد است»، درواقع به این صورت نپرسیدم!

adam grant

«بهای سخاوتمندی درفروش چیست؟»

و او گفت: “خب، من برای مشتری‌هایم چنان ارزش عمیقی قائل هستم که هرگز این آت‌وآشغال‌های خودمان را به آن‌ها نمی‌فروشم.”

خب فقط از روی کنجکاوی، شما خودتان را بخشنده می‌دانید یا گیرنده و سازگار؟

بخشندگی و ارتقا سازمان

اما درواقع، معلوم می‌شود اینجا یک انحراف وجود دارد، چون بخشنده‌ها اغلب خود را قربانی می‌کنند. اما سازمان خود را ارتقا می‌دهند.

شواهد بسیاری داریم، مطالعات متعددی درباره‌ی فراوانی رفتار بخشندگی در یک گروه یا سازمان انجام‌شده است. هرچه افراد بیشتر کمک کنند و دانش خود را با دیگران شریک شوند و مشاوره بدهند عملکرد سازمان‌ها از هر نظر ارتقا می‌یابد: سود بیشتر، رضایت‌مندی بالاتر مشتریان، حفظ بیشتر کارکنان حتی هزینه‌های اجرایی پایین‌تر. پس بخشنده‌ها زمان زیادی را صرف کمک به دیگران و ارتقای گروه می‌کنند و بعد متأسفانه در این مسیر رنج می‌برند. می‌خواهم بگویم چگونه می‌توان فرهنگ‌هایی ایجاد کرد که در آن‌ها بخشنده‌ها درواقع موفق شوند.

خب پس در شگفت بودم که اگر بخشنده‌ها بدترین عملکرد رادارند، چه کسانی بهترین عملکرد رادارند؟

بگذارید باخبر خوب شروع کنیم: آن‌ها گیرنده‌ها نیستند. گیرنده‌ها به‌سرعت پیشرفت می‌کنند اما در بیشتر مشاغل به‌سرعت هم افت می‌کنند و در دست سازگارها می‌افتند.

give take

اگر شما یک سازگار باشید، معتقد به «چشم در برابر چشم» هستید دنیای عادل-

. پس وقتی به یک گیرنده می‌رسید، فکر می‌کنید مأموریت شما در زندگی این است که حقش را کف دستش بگذارید و به‌این‌ترتیب عدالت اجرا می‌شود.

خب، بیشتر افراد سازگار هستند و معنی‌اش این است اگر شما یک گیرنده باشید بالاخره شمارا گیر می‌آورند؛ نوبتی هم باشد نوبت شماست و پس نتیجه منطقی این است:

بهترین عملکرد باید متعلق به سازگارها باشد، اما آن‌ها نیستند.

ادام گرنت

در هر شغلی، در هر سازمانی که تاکنون مطالعه کرده‌ام، بهترین نتایج بازهم متعلق به بخشنده‌هاست. با توجه به برخی از داده‌ها که از صدها فروشنده جمع کرده‌ام و در مورد فروش آن‌ها.

همان‌طور که نتیجه گرفته شد بخشنده‌ها در هر دو طرف بیشتر هستند. آن‌ها بیشتر افراد با پایین‌ترین فروش را تشکیل می‌دهند، اما همچنین با بالاترین فروش. همین الگو در بازده مهندسین هم صدق می‌کند و نیز رتبه دانشجویان پزشکی.

بیشترین تعداد بخشنده‌ها در پایین و در بالا قرار دارد با هر معیاری که می‌توانم بسنجم.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.